|در تاريخ (۳۰/۰۱/۸۸)

در گفتگو با علي مطهري/ به بهانه بررسي انديشه هاي استاد شهيد علامه مطهري در باره تفكر حزبي ، انيشه سياسي و مرزهاي آزادي بيان گفتگويي انجام داديم با فرزند ايشان دكتر علي مطهري كه در ادامه از نظر شما مي گذرد .

گفتگو از مرتضي سبحاني نيا

سياست نامه – در برداشت شهيد بزرگوار مطهري در خصوص نحوه مشاركت مردم در سيستم و حكومت اسلامي و ديدگاه شهيد بزرگوار در خصوص مبناي مشروعيت ديدگاه مردم تا چه ميزان در اسلام و به خصوص در انقلاب اسلامي مشروعيت دارد ؟

مطهري : ببينيد تا آنجا كه من از سيره ايشان و آثار ايشان فهميده ام اين است كه در واقع نظر مردم مشروعيت بخش به يك نظام نيست بلكه نوعي اتمام حجت است و منشاء مقبوليت يك نظام مي شود . يعني تا هنگامي كه مردم از يك نظام حمايت نكنند اساسا آن نظام قابل استقرار نيست و اين مسئله حتي در نظام اسلامي هم موضوعيت دارد و بدون حمايت مردم حتي نظام ديني هم قابل استقرار نيست . حال ممكن است سوال شود چون در سيستم اسلامي يكسري كليات داريم كه بايد اجرا شود چه مقبوليت داشته باشد چه نداشته باشد . پس اگر اين با خواست و سليقه مردم مطابق نباشد تكليف چيست ؟ فرض اين است كه مردم ، مردم مسلمان هستند . بنابر اين موافق اجراي احكام اسلامي هستند و اين چنين پديده اي رخ نمي دهد . آنچه كه گاهي به عنوان اعتراض به نقض حقوق بشر در اجراي احكام اسلامي ديده مي شود ، بيشتر فضاسازي يك اقليت ناچيز است نه اعتراض توده مردم .

سياست نامه – سيستم مشاركت مردم در حكومت اسلامي چيست ؟ مردم براي مشاركت در فعاليتهاي سياسي در نظام اسلامي به كجا ارجاع مي شوند ؟

مطهري : در ديدگاه اسلام ، محل رجوع مردم خبرگان دين و سياست هستند و به صورت خاص روحانيت وظيفه اصلي را دارد . منتهي روحانيت آگاه ، يعني لازمه اين بحث اين است كه روحانيت خودش را هميشه بروز نگه دارد و آگاه به زمانه باشد . و شايد بطور كلي يك انديشه روحاني همچون روحانيت مبارز كه دو وجهي است و هم بعد روحانيت دارد و هم بعد مبارزاتي و سياسي . خوب البته احزابي هم كه در چهار چوب اسلام هستند و يا همان احزاب اسلامي هم مي توانند راهنما باشند .

سياست نامه – آيا خود اسلام سيستم مشاركت ندارد كه از سيستم حزبي به عنوان نمونه گرفته شده از غربي استفاده مي شود ؟

مطهري : سيستم مشاركت اجتماعي و سياسي مردم در اسلام همانطور كه گفتم مراجعه به خبرگان و اهل حل و عقد است ، يك شكل اجراي آن مي تواند حزب باشد . پديده حزب هم محصول فكر بشريت است ، نمي توان گفت محصول غرب است ، مثل فرمول هاي رياضي و قواعد فيزيك . همه جاي دنيا يك فرمول هندسه يك پاسخ مشخص دارد . اينها يك سري فرمول مشترك است . همان طور كه پيشرفتهاي علمي محصول تلاش بشريت است نه يك ملت و قوم خاص .

سياست نامه – نظر شهيد مطهري در خصوص مشاركت روحانيت در احزاب چه بود و مبناي آن چيست ؟

مطهري : در مجموع با تاسيس حزب به وسيله روحانيون موافق نبودند چون حزب براي تصاحب قدرت تشكيل مي شود . معتقد بودند كه روحانيت در همان قالب خودش فعاليت كند . البته اين گناه نيست كه يك روحاني در حزب باشد و يا يك حزبي موسسين صرفا روحاني داشته باشد ، اين گناه و معصيت نيست . همانطور كه خود شهيد مطهري هم آنجا كه درباره دولتي نشدن روحانيون بحث مي كنند و مي گويند اين تحريم نيست ، نمي گوييم حرام است و روحانيون كار حرام انجام مي دهند ، بلكه مي گوييم در جايي كه مديران صالح غير روحاني وجود دارد نيازي نيست كه روحانيت وارد پست هاي دولتي و اجرايي بشوند . بلكه روحانيت وظيفه بالاتري دارد يعني بايد به كاراصلي خود برسد ، حفظ نواميس معنوي اسلام ، حفظ فرهنگ ديني جامعه و كار فكري روي جامعه . در واقع بستگي به اين دارد كه نگاه ما به يك روحاني چه نگاهي است . اگر يك نگاه خيلي سطحي داشته باشيم روحاني هم يك انساني است كه صرفا امامت جماعتي كند و مقداري هم دروس ديني خوانده است و بالاخره يك ارشادي مي كند و وقت اضافه زياد دارد ، خوب با اين تعبير از روحانيت ، بله اين روحاني خيلي كار ها مي تواند بكند .

ولي آن نگاهي كه شهيد مطهري به روحانيت داشت و آنگونه كه خودش بود كه روحاني كسي است كه اهل منبر باشد و منبر برود و با توده مردم سر و كار داشته باشد با خواص مردم سر و كار داشته باشد اهل تدريس باشد اهل قلم باشد و بنويسد و از اين قبيل اين قشر اصلا وقت نمي كند كه بخواهد به كارهاي اينگونه برسد . در هر حال آنگونه كه من برداشت كردم اين است كه استاد مطهري نظرشان اين است كه روحانيت در همان قالب خودش مي تواند موثر تر باشد تا قالب احزاب . ولي اينكه ديگران بخواهند حزب تشكيل دهند خوب اين مي تواند يك كار مفيدي باشد و بالاخره حزب منجر به تشكيلات مي شود و منجر به كادر سازي ميشود و منجر به شناسايي افراد صالح مي شود تا در هنگام انتخابات مردم فريب نخورند ، چون به هر حال يك حزبي كه با يك سابقه چند ده ساله فعاليت مي كند به مردم آگاهي مي دهد كه چه كسي صالح است و چه كسي اصلح است و بالاخره چه كسي راست مي گويد و چه كسي مشغول ” فريب دادن” است . در كجا ” نفاق ” است و كجا نيست . خوب اين هدايتها بسيار خوب است چون مردم عادي وقت اين كار را ندارند كه به اين ريزه كاري ها برسند . و اين مطلوب است كه هميشه يك عده اي ” ممحض ” باشند براي اين كار و به مردم آگاهي بدهند و افراد مورد اعتمادي باشند و اين عمل منجر به اين مي شود كه ديگر يك نفر دو ماه مانده به انتخابات فضا را به دست نگيرد و بالاخره از يك راهي بيايد راي مردم را جذب كند و بعد مردم متوجه خسران و اشتباه شوند . خوب با اين نگاه در مجموع مي شود گفت شهيد مطهري با تشكيل حزب موافق بودند منتها ايشان روي اينكه يك حزب ابتدا يك چهار چوب فكري سالم داشته باشد خيلي حساس بودند و اساسا معتقد بودند كه كار سياسي بدون يك پشتوانه فكري، هم پايدار نيست و هم ” مستقيم نيست ” و ممكن است كه منحرف شود . لذا تاكيد بيشترشان روي كار فكري بود كه اگر كسي مي خواهد حزب تشكيل دهد ابتدا بايد اعضاي حزب را از نظر فكري بسازد كه چهار چوب فكري ما چيست و جهان بيني و ايدئولوژي ما چيست .

سياست نامه – يكي از نظرات شهيد مطهري در خصوص احزاب آزادي همه افكار و احزاب را حتي از نوع غير الهي و الحادي آن تنها به شرط صداقت و شفافيت در نظرات و عقايد و انديشه ها و عدم فريب و توطئه ، همانطور كه شما هم اشاره كرديد ، مي پذيرد و برقراري حكومت اسلامي را مانعي در برابر انديشه هاي غير نمي داند ، خوب البته اين يك ركن و پايه است كه توسط يك تئوريسين انقلاب طرح مي شود . اما اين تفكر با آن چيري كه امروز جاري است چقدر متفاوت است ؟

مطهري : بله ، اين حرف مهمي است كه ايشان دارند و اين هم مبتني بر اعتقاد ايشان به آزادي تفكر و انديشه و آزادي بيان است . ايشان مي گويند كه هر استعدادي كه در نهاد انسان نهفته است بايد شكوفا بشود و بايد رشد كند . نمي شود بگوييم كه فلان استعداد در انسان هست اما بايد آن را سركوب كنيم . اين به آن معني است كه العياذ بالله خدا حكيم نيست ، خداوند كاري و خلقي كرده كه اشتباه بوده است . مثل آنكه بگوييم بالاخره ميل به حقيقت جويي در انسان هست و سپس بياييم انسان را از تحصيل محروم كنيم كه اين ظلم به انسان است . اين استعداد انسان بايد رشد كند . يا اينكه ميل به جنس مخالف در انسان هست ، نمي شود يك مكتبي بيايد و بگويد كه ما با ازدواج مخالفيم ، چون اين مخالف فطرت و طبيعت انسان است و بنابر اين اين استعداد هم بايد در حد خودش رشد كند . يا قوه تفكر و انديشيدن در انسان هست و نمي تواند محدود بشود و بايد آزاد باشد و كار خودش را انجام دهد . اصلا وجود هر استعدادي در انسان منشأ حقي براي انسان است . وجود استعداد علم جويي منشأ حق تحصيل است و ميل به جنس مخالف منشأ حق ازدواج براي اوست و نهايتا وجود قوه تعقل و تفكر منشأ آزادي بيان و انديشيدن براي انسان است . و بر اساس همين مقدمه تفكر بايد آزاد باشد و حرف استاد شهيد هم همين است كه افكاري و حرفهايي در جامعه بيان مي شود كه منشأ آنها فكر انسانهاست و بايد آزاد باشد . حتي اگر اين برسد به انكار خدا و پيامبر ، اما چون منشأ فكري دارد اشكالي ندارد و ما جواب خواهيم داد . اما اگر پاي نفاق و فريب و نيرنگ به ميان آمد اينجا ديگر بحث تفكر و انديشه نيست كه من از روي فكر به اينجا رسيدم بلكه من مي خواهم مردم را فريب بدهم ، قبلا يك فكري را پذيرفته ام و حالا مي آيم يك آيه قرآن پيدا مي كنم و مي گويم قرآن هم همين را مي گويد و فلان حديث هم همين را مي گويد تا فلان جوان و دانشجو را فريب بدهم كه او هم بر اساس اعتقاد به اسلام فكر كند نظر دين همين است ، همان كاري كه مجاهدين خلق مي كردند و گروه فرقان مي كرد . با اين آزادي بيان البته شهيد مخالف است . فريب و نفاق و نيرنگ مرز آزادي بيان است و ما نمي توانيم سكوت كنيم و بگوييم شما هر كاري كه دلتان مي خواهد بكنيد . اين مصداق همان ” كتب ضلال ” است كه در اسلام حرام است ، بيايند كتبي بنويسند كه از جهل مردم استفاده شود و منجر به فريب شود و با استناد به چهار تا حديث مثلا الق كنند كه اسلام شرب خمر را اجازه داده است ! اين را نمي رود جلوي يك فقيه و اسلام شناس بگويد ، مي رود در بين مردم عادي اين جعليات را ارائه مي كند . اين بايد جلوگيري شود . بنابراين تا آنجا كه واقعا يك انديشه منشا فكري و عقلي داشته باشد شهيد مي فرمايد بايد آزاد باشد . ايشان در حرفهايشان دارند كه حتي افرادي كه انديشه غير اسلامي دارند اينها بايد در ارائه افكار خودشان آزاد باشند منتها با تابلوي خودشان . يعني اگر يك حزبي تفكرشان ماركسيستي است اين روي تابلوي خود بنويسد ” حزب ماركسيستي فلان ” و ديگر نيايد بنويسد حزب اسلامي فلان و همان عقايد ماركسيستي را در قالب مفاهيم اسلام بخواهد بيان كند و يك پوشش و پوسته اسلامي دور افكار خودش بكشد و مانند يك كپسول به خورد مردم بدهد .

ايشان مي گويد شما تحت تابلوي خودتان و ما هم تحت تابلوي خودمان . شما بياييد تظاهرات كنيد و عكس لنين را بالا ببريد ، ديگر عكس ” امام ” را استفاده نكنيد و مردم را فريب ندهيد . ما هم مي آييم تظاهرات مي كنيم عكس ” امام ” را بالا مي بريم . صداقت و صراحت باشد آزاد است و غير از اين نه . چون اينگونه احزاب كمتر پيدا مي شود كه واقعا افكار خودشان را بگويد و مثلا بگويد ما معتقد به ” ليبرال دموكراسي ” هستيم و چنانيم و اعتقادي به اسلام به عنوان مكتب زندگي نداريم و اسلام را قبول داريم به عنوان يك رابطه فردي با خدا ، خوب بالاخره انسان خالي از معنويات نمي تواند باشد و بايد خلاء هاي روحي اش پر شود . ولي به عنوان اينكه بخواهد جامعه را اداره كند نه اسلام را قبول نداريم . اگر بخواهند اينگونه حرف بزنند بايد آزاد باشند . ولي چون مي دانند كه اگر بخواهند خيلي عريان و شفاف حرف خودشان را بزنند مورد اقبال عموم نيستند لذا نمي آيند حرف دلشان را راحت و صريح بيان بكنند بلكه مي آيند در قالب هاي ديگري بيان مي كنند و حرف اصلي خودشان را بيان نمي كنند . اين گونه احزاب مخالف به همين دليل تا كنون شكل نگرفته اند و البته شايد برخي از مسئولين ما اين فكر را قبول نداشته باشند كه مثلا يك حزب غير اسلامي بتواند در كشور تاسيس شود و اين نظر خاصي بوده كه شهيد مطهري داشته است . حالا اينكه آيا با قانون اساسي ما مي خواند يا نه و اينكه نظر نظام چيست اين يك بحث ديگر است . شهيد روي اين موضوع تاكيد و استدلال داشتند و خوب اگر بودند قاعدتا پيگيري مي كردند و منشاء حرفشان هم اين است كه اسلام يك مكتب غني است و هيچ ترسي از كسي ندارد و هر كسي هر چه نقد دارد بگويد ما هم حرف خودمان را مي زنيم و مطمئنيم كه ” الاسلام يعلو و لا يعلي عليه ” و خلاصه اسلام برتر است و هيچ چيز بر آن برتري نمي يابد .

سياست نامه – سوال پيش روي من از شما كمي انتقادي است نسبت به احزاب ، هر چند كه نمي خواهم تفكر ضد حزبي را ايجاد كنم اما برخي احزاب در هنگامه انتخابات روي شكافهاي اجتماعي سرمايه گزاري مي كنند .هر چند كه ممكن است اين مقدمه اي باشد براي ورود به قدرت و تقويت نظام اما بدون اينكه توجه داشته باشند اين شكافهاي اجتماعي همچون مسائل زنان ، حقوق بشر ، دانشجويان ، كارگران و غيره باعث التهاب و بعضا بر سيستم و نظام هم تاثيرات نامطلوبي خواهد گذاشت . چه راهكاري براي حل اين تعارض ارائه مي كنيد ؟

مطهري : ببينيد اگر يك حزب صادق باشد افكار و ايده هايش را در همه زمانها بيان مي كند ، نه اينكه در آستانه انتخابات سفره دلش را باز كند . اگر حرفي درباره اين اقشار دارد بايد در طول عمر خودش بيان بكند و صرفا براي جلب آرا اين مباحث را مطرح نكند و مخصوصا اگر اصول فكري هم داشته باشد بايد حرفهايش را هم اصولي بيان كند حالا قدرت در دست ما باشد يا رقيب ما . اگر اين اظهار نظرها طبق اصول و باور هاي حزب باشد مردم احساس صداقت مي كنند و حرف او را قبول مي كنند ولي اگر صرفا جهت تخريب طرف مقابل باشد مردم خيلي زود احساس بي صداقتي و فرصت طلبي مي كنند و قطعا در اين حالت حزب هم به نتيجه دلخواه خود نمي رسد . به هر حال اگر يك حزب اصول ثابت ، اساسنامه و مرامنامه مشخص دارد بايد بر روي آن ضوابط خود حركت بكند و سرمايه گذاري روي تخريب حريف موثر نيست .

سياست نامه – گروهها يكي از كارويژه هايشان معرفي ليست هايي است كه به تعبير خود شما از نخبگان و گزينه هاي اصلح هستند . با اين تعبير نيروهايي كه معرفي مي شوند قطعا بايد نيروهاي معتقد به احزاب باشند و مي شود گفت حزبي هستند . مي خواهم بپرسم كه به عنوان يك مصداق آقاي دكتر علي مطهري به عنوان يك نام در ليست يك جريان آيا خودش را نيروي حزبي مي داند ؟

مطهري : نه ، من نيروي حزبي نيستم چون واقعا حزبي در كار نبوده ، يك عده از نيروهاي هم فكر جمع شدند و بالاخره بدون اينكه اصول فكري اينها كاملا مشخص باشد و اساسنامه اي باشد و حتي گاهي بر اساس مخالفت با يك شخص و با يك گروه ، گروه و دسته اي پيدا مي شوند كه ممكن است خودشان با خودشان اختلافات زيادي داشته باشند اما صرف مخالفت با يك شخص و گروه ديگر باعث اتحاد آنها شده و اين خيلي پايدار نيست . به هر حال تا بحال لا اقل در بين اصولگرايان كه حزب قابل توجهي پيدا نشده بجز حزب موتلفه اسلامي كه نماينده بخشي از اصولگرايان است . در جريان اصلاحات يك حزب اعتماد ملي هست . اما حزبي كه من وابسته به آن باشم چنين چيزي نبوده و بنده هم حزبي نيستم .

سياست نامه – شما چه ميزان راه مي بينيد تا رسيدن به بلوغ احزاب سياسي ايران ؟

مطهري : من فكر مي كنم به آن نقطه نزديك شديم و هر چه انتخابات هاي بيشتري را پشت سر مي گذاريم ضرورت اين مسئله هم بيشتر جلوه مي كند . انتخابات رياست جمهوري نهم نشان داد كه وجود احزاب چقدر مي تواند موثر باشد . خود اصولگرا ها هم نمي دانستند چه كار مي كنند ، آخر كار هم اتفاقي يك چيزي شد و قطعا اين آقايان ضرورت وجود حزب يا لااقل تشكل را احساس كردند و احتمال مي رود كه در آيده نزديك احزاب قوي تشكيل شود و اين مختص نيروهاي ارزشي نيست ، اصلاح طلبان هم به همان سمت پيش مي رود .

https://web.archive.org/web/20090827032814/http://www.armannews.com/modules/news/article.php?storyid=157

دسته‌ها: مصاحبه ها
برچسب‌ها: