ماتِ کدوم خاطرهای، کاینگونه از دنیا جدا؟
نه با منی، نه با خودت، نه با زمین، نه با سما
در چشمهایت، عالمی، در حالِ رفت و آمد است
گاهی بهشتی، گه خزان، گاهی سکوت و گه صدا
من، روبروی تو، فقط، یک قابِ عکسِ سادهام
تو، محوِ آن تصویری از آنسوی این آیینهها
این بُهت، بُهتِ عاشقیست، یا بُهتِ یک کشفِ بزرگ؟
این حیرت است، یا حسرت است، یا لذت است، یا که فنا؟

دیدگاهها