تاریخ تکرار می‌شود، اما این بار با کارگردانی ناشیانه‌تر. آنچه اخیراً در استرالیا رخ داده است، بیش از آنکه شبیه به یک اقدام کور تروریستی باشد، بوی تعفن یک سناریو‌سازی امنیتی را می‌دهد؛ سناریویی که حافظه تاریخی جهان را بی‌درنگ به یاد یازدهم سپتامبر می‌اندازد. همان نمایش بزرگ سینمایی که جاده‌صاف‌کنِ حمله به عراق و افغانستان شد. امروز نیز به نظر می‌رسد اتاق‌های فکر صهیونیستی، نیازمند یک «قربانی‌نمایی» تازه بودند تا از زیر آوار نفرت جهانی خارج شوند.

ردپای قاتل بر صحنه جرم

باید با دیده‌ی تردید به این ماجرا نگریست. چه کسی از این حادثه سود می‌برد؟ جامعه اسلامی و محور مقاومت که در حال پیروزی در جنگ روایت‌ها و بیدار کردن وجدان‌های خفته‌ی بشری بودند؟ هرگز. این رخداد هیچ نفعی برای مسلمانان ندارد و تنها آب به آسیاب ماشین تبلیغاتی صهیونیسم می‌ریزد. شواهد و قرائن فریاد می‌زنند که این حادثه به احتمال قریب به یقین، توسط خود سرویس‌های امنیتی اسرائیل طراحی و اجرا شده است. آن‌ها استاد تغییر جایگاه «ظالم» و «مظلوم» هستند. صهیونیست‌ها که در دو سال اخیر با توحش عریان خود در غزه، نقاب از چهره انداخته و منفورترین رژیم روی کره زمین شده‌اند، حالا مذبوحانه تلاش می‌کنند با این «خودزنی استراتژیک» یا «مدیریت صحنه»، موج نفرت عمومی را منحرف کرده و برای جنایات بعدی خود چک سفید امضا بگیرند.

انسانیتِ گزینشی؛ منطق درندگان، نه آدمیزاد!

اما روی سخن با وجدان‌هایی است که هنوز نمرده‌اند. چطور می‌توان در برابر این حادثه یقه دراند، اما در برابر حمام خونی که در غزه به راه افتاده سکوت کرد؟ بیایید آمار را مرور کنیم، آماری که هر عددش یک جان شیرین بود:

  • هزاران زن که پناهگاه خانواده بودند، تکه‌تکه شدند.

  • هزاران کودک که حتی معنی جنگ را نمی‌دانستند، در خواب ابدی فرو رفتند.

  • پزشکان و پرستارانی که در بیمارستان‌ها، نه با تفنگ بلکه با تیغ جراحی و باند پانسمان هدف قرار گرفتند.

  • و خبرنگارانی که تنها جرمشان ثبت حقیقت بود، با جلیقه‌های «PRESS» به شهادت رسیدند تا صدای مظلومیت به گوش جهان نرسد.

این برخورد دوگانه نامش چیست؟ این یعنی «انسانیت گزینشی». یعنی خونِ یک نفر رنگین‌تر از اقیانوس خون کودکان غزه است. کسی که چنین منطقی دارد و تنها برای چشم‌آبی‌ها اشک می‌ریزد و بر جنازه سوخته‌ی کودک فلسطینی چشم می‌بندد، بویی از آدمیزاد نبرده است. این تفکر، تفکر انسان نیست؛ این خوی درندگی مدرن است.

مسلمانان و انزجار از توحش؛ حتی در اوج خشم

بگذارید صریح باشیم؛ چرخه خشونت و کینه‌توزی را صهیونیست‌ها با حمایت تمام‌قد ایالات متحده آمریکا آغاز کردند. خشم مسلمانان مقدس است و ریشه در دهه‌ها اشغالگری و ظلم دارد. اما با این وجود، مسلمانان با «این روش» مخالفند. کشتار کور، سبک و سیاق مکتب اسلام نیست. این نمایش‌های خونین، تخصص کسانی است که سابقه کشتار صابر و شتیلا و قانا را در کارنامه دارند. مقاومت، شرافتمندانه می‌جنگد، نه با سناریوهای کثیف هالیوودی که هدفش فریب افکار عمومی است.

سخن آخر: این رخداد مشکوک، در برابر اقیانوس جنایات وحشیانه صهیونیست‌ها در غزه، حتی قطره‌ای هم محسوب نمی‌شود. این یک کمپین ضد مقاومت است برای به حاشیه راندن اعتراضات جهانی. هرگونه تلاش برای بهره‌برداری از این حادثه و تطهیر چهره‌ی خون‌آلود اسرائیل، همدستی در جنایت و خیانت به انسانیت است. حقیقتِ غزه آنقدر دردناک و عریان است که با هیچ نمایش ساختگی‌ای پنهان نخواهد شد.

دسته‌ها: تحریریه , سیاسی , یادداشت
برچسب‌ها: