رفیق من سلام

امروز جمعه ۱۲ دی ۱۴۰۴ است و ما در “عصرِ انتظار” برای فردایی ایستاده‌ایم که تلاقی عجیب دو “پدر” است؛ یکی پدرِ خاک و امت (ع) و دیگری فرمانده‌ای که پدرِ فرزندانِ شهدا بود. فردا، هم میلادِ عدلِ مجسم است و هم سالروزِ پروازِ حاج قاسم.

اما بیا امروز از منظری دگراندیشانه و فلسفی به “مدیریت” نگاه کنیم؛ جایی که نظریه‌های غربی لکنت می‌گیرند. در متون آکادمیک، “پدرخواندگی” (Paternalism) را گاهی آفتی برای سیستم می‌دانند که مانع بلوغ است؛ اما در پارادایمِ علوی، مدیر “پدر” است نه “ارباب”. تفاوتش چیست؟ ارباب، کارمند را “ابزارِ تولید” می‌بیند برای ماکزیمم کردنِ سود (Utility Maximization)، اما پدر، تیمش را “امتدادِ وجودیِ خود” می‌بیند برای رشد (Human Development).

علی (ع) به ما آموخت که مدیریت، “رنجِ مقدس” است. آنجا که شبانه نخلستان را آبیاری می‌کرد، داشت درسِ “مدیریتِ میدانی” (Gemba Walk) نمی‌داد، داشت می‌گفت که مدیرِ تراز، کسی است که بارِ سنگینِ سیستم را خودش به دوش می‌کشد تا زیرمجموعه، آسوده رشد کند. این همان نقطه‌ی کوری است که در تئوری‌های “حاکمیت شرکتی” (Corporate Governance) گم شده است: عنصرِ محبت و ایثار.

حاج قاسم سلیمانی، فیلسوفِ عملیاتیِ این مکتب بود. او نشان داد که می‌توان مقتدرترین استراتژیستِ خاورمیانه بود، اما برای سرباز، پدری کرد. او “بهره‌وری” را در فتحِ خاک نمی‌دید، در فتحِ “دل‌ها” می‌دید؛ و عجیب آنکه وقتی دل‌ها فتح شد، خاک‌ها هم آزاد شدند. این فرمولِ نانوشته‌ی مدیریتِ جهادی است: «سرمایه‌ی اجتماعی، مقدم بر سرمایه‌ی فیزیکی است.»

اقدامک امروز: رفیق! امروز به لیست پرسنل و همکارانت نگاهی متفاوت بینداز. نه به عنوان منابع انسانی (HR)، بلکه به عنوان “عائله” و خانواده‌ی سازمانی‌ات. فردا که روز پدر است، برای یکی از خطاهای کاریِ زیرمجموعه‌ات که از سرِ نابلدی بوده، “تغافل” کن (چشم‌پوشیِ کریمانه) و به جای جریمه، به او “آموزش” هدیه بده. بگذار طعمِ پدریِ تو را در سازمان بچشند، نه فقط صلابتِ ریاستت را.

برادرت _ مرتضی سبحانی نیا

 https://whatsapp.com/channel/0029VbA57i8KQuJKbgxA0m0h

دسته‌ها: تحریریه , سیاسی , یادداشت
برچسب‌ها: