گاهی احساس می‌کنم فضای مجازی تبدیل شده به یک سفره‌خانه بزرگ کنار جاده؛
همان غذاخوری‌های عجق‌وجق و کم‌اعتبار
که همه می‌دانند کیفیت غذاهایشان مشکوک است،
اما همیشه مشتری دارند و همیشه هم شلوغ‌اند.

در پلتفرم‌ها هم وضع همین است:
نوعی «فست‌فان» تولید می‌شود؛
محتوایی که کارش فقط این است که بخنداند،
حتی اگر برای این خنده،
کمی «وقار»،
کمی «معرفت»،
و بخش بزرگی از «کیفیت» قربانی شود.

گویی برای بخش قابل توجهی از مخاطبان،
مهم نیست چه می‌خورند؛
مهم این است که سریع سیر شوند.
پس محتواهایی که با حداقل زحمت
حداکثر پسند و توجه را شکار می‌کنند،
به صدر فهرست پربیننده‌ها می‌جهند.

اما این هرگز به معنای بی‌مخاطب بودن محتوای خوب نیست.
محتوای اندیشیده و انسان‌محور همیشه مخاطب داشته
و هنوز هم دارد—
فقط مثل غذای اصیل و باکیفیت،
مشتریانش کمترند
اما همان کمترها قدرش را بهتر می‌دانند.

این‌جاست که موضوع اصلی خودش را نشان می‌دهد:
مسئله این نیست که چرا گروهی محتوای سبک و بی‌خاصیت تولید می‌کنند؛
مسئله این است که ما چه می‌خواهیم تولید کنیم.
آیا می‌خواهیم همان غذای ارزان و میان‌راهی باشیم؟
یا خوراکی اصیل و سالم—حتی اگر همه سراغش نیایند؟

و از همین‌جا باید یک حقیقت ساده را پذیرفت:
در برابر این محتواهای نازل،
نه لازم است سینه چاک داد
و نه فریاد واویلتا سر داد.
این جنس محتوا همیشه بوده و همیشه هم مشتری خودش را داشته—
از قاجار و پهلوی تا امروز،
همان‌طور که آن غذاخوری‌های مشکوک میان‌راهی
بالا و پایین تاریخ را دیده‌اند
اما همچنان مشتری ثابت خود را دارند.

پس راه‌حل بیرون از ما نیست؛
راه‌حل درون ماست.
نخست آنکه انسان آن‌قدر برای شأن و عزت نفس خود حرمت قائل باشد
که پای هر سفره‌ی بی‌ارزشی ننشیند.
و دوم، تولید محتوایی است که فاخر باشد،
طعنه و طنز شریف داشته باشد،
مردم‌پسند باشد
اما دغدغه‌مند—
محتوایی که سلیقه‌ی روح جامعه را ارتقا دهد،
نه آنکه آن را در سراشیبی ابتذال هل بدهد.

نهادهای فرهنگی نیز اگر کاری از دستشان برمی‌آید،
فقط کافی است سفارش تولید را
به همان غذاخوری‌های بی‌ارزش ندهند!
نیازی به مقابله و لشکرکشی نیست؛
فقط حمایت نکنند.
چرا که بسیاری از آن‌ها نیز
به جای پشتیبانی از ارزشمندترین محتواها،
در پی پسندهای زودگذر و سطحی رفته‌اند.

در نهایت، مهم‌ترین قاعده همین است:
آنچه می‌سازیم باید در شأن خود ما باشد، نه مطابق میل الگوریتم.
محتوای خوب همیشه مخاطبش را پیدا می‌کند؛
فقط باید کمی صبور بود و بسیار انسانی.

دسته‌ها: اندیشه , تحریریه , یادداشت
برچسب‌ها: