جناب آقای دکتر پزشکیان، رئیسجمهور محترم،
با سلام و احترام؛
در جایگاه یک فعال دانشگاهی و خدمتگزار این نظام در دولت، بر خود لازم میدانم تا نکاتی را از سر دغدغهمندی با حضرتعالی در میان بگذارم. در روزهایی که نقدهای بسیاری روانه دولت شماست، اینجانب شخصیت شما را برآمده از تعهد، دیانت، پاکدستی و صداقتی میدانم که در میان مسئولان کمتر دیده میشود. سعه صدر شما در شنیدن نقد و کلام همدلانهتان با مردم، سرمایهای است که شما را از دیگران متمایز میسازد و پشتوانهای بزرگ برای دوره ریاستجمهوری شماست.
با این همه، یک نگرانی عمیق و راهبردی در رویکرد مدیریتی دولت شما به چشم میخورد: به نظر میرسد حلقه مشاوران و استراتژیستهای شما، بهجای تکیه بر «عقلانیت بومی»، «ظرفیتهای ملی» و «منطق انقلابی»، تمام ظرفیتهای کشور را به متغیری خارج از مرزها، یعنی ارادهی سیاسی غرب، گره زدهاند. البته که هیچکس منکر اهمیت دیپلماسی فعال و روابط بینالملل نیست؛ اما خطر آنجاست که معیشت مردم، پروژههای زیربنایی و سیاستهای کلان داخلی، به «وعدههای آن سوی آب» حواله داده شود و کشور در حالت تعلیق و انتظار باقی بماند.
ما شما را از دوران نمایندگی مجلس به یاد داریم؛ پزشکی صریحاللهجه که چه در نطقهای پیش از دستور و چه در قامت یک متخصص، درد مردم را بیپرده فریاد میزد. اما امروز گویی آن صراحت لهجه، جای خود را به نوعی مدارای فراگیر داده است؛ نرمشی که گاه بیش از آنکه برآمده از «حکمت» باشد، به «سازش» پهلو میزند. سازش با همه جریانها، چه در داخل و چه در خارج، میتواند برای یک رئیسجمهور که باید در بزنگاهها تصمیمات قاطع بگیرد، به یک خطر استراتژیک بدل شود.
مولای متقیان، امیرالمؤمنین (ع)، در نامه به مالک اشتر، اینچنین هوشمندانه هشدار میدهند:
«لَا تُدْخِلَنَّ فِی مَشُورَتِکَ بَخِیلًا… وَلَا جَبَانًا… وَلَا حَرِیصًا… فَإِنَّ الْبُخْلَ یَعْدِلُکَ عَنِ الْفَضْلِ، وَالْجُبْنُ یُضْعِفُکَ عَنِ الْأُمُورِ، وَالْحِرْصُ یَزِیْنُ لَکَ الشَّرَّهَ بِالْجَوْرِ.» (بخیل را در مشورت خود راه مده… و نه ترسو را… و نه حریص را… زیرا بخل تو را از بخشش و نیکی بازمیدارد، ترس تو را در انجام کارهای بزرگ سست میکند و حرص، ستمگری را در نظرت زیبا جلوه میدهد.)
این کلام، امروز، بیش از هر زمان دیگری خطاب به حضرتعالی است. مبادا در حلقه مشاوران شما، کسانی راه یابند که از سر جبن (ترس) در برابر قدرتهای خارجی، راهکارهای بزرگ داخلی را ناممکن میشمارند و همه امید را به بیرون مرزها بستهاند.
جناب آقای رئیسجمهور،
غرب از روز نخست استقرار دولت شما، با تجدید تحریمها و تبدیل فرصتهای دیپلماتیک به ابزاری برای فشار، پیام خود را آشکارا اعلام کرده است. آنها از بازسازی موقعیت ایران در منطقه و احیای یک چهره مردمی و مستقل در رأس جمهوری اسلامی نگراناند. در چنین میدانی، امید بستن یکسویه به مذاکره، بدون تقویت ساخت درونی قدرت، نتیجهای جز فرسایش و تضعیف نخواهد داشت.
راه حل، بازگشت به مردم است؛ نه میزهای مذاکرهای که ثباتی ندارند. راهبرد اساسی دولت شما باید بر سه ستون استوار باشد: ۱. تکیه بر مردم: بازگرداندن اعتماد عمومی از طریق شفافیت، عدالت و شنیدن صدای آنها. ۲. احیای زیرساختها: فعالسازی طرحهای کلان ملی در حوزههای انرژی، آب و حملونقل که دو دهه معطل ماندهاند. ۳. سازماندهی انرژی جوانان: بسترسازی برای شکوفایی استعداد نسل جوان و سپردن مسئولیتهای واقعی به آنان.
این مثلث (مردم، زیرساخت، جوانان)، شالوده توسعه درونزا و پایدار ایران فرداست. همانگونه که امام علی (ع) میفرمایند:
«إِنَّمَا عِمَادُ الدِّینِ وَ جِمَاعُ الْمُسْلِمِینَ وَ الْعُدَّهُ لِلْأَعْدَاءِ، الْعَامَّهُ مِنَ الْأُمَّهِ.» (همانا ستون دین، جماعت مسلمانان و سپر در برابر دشمنان، تودههای مردم هستند.)
اقتدار حقیقی ایران نه در نگاه به بیرون، که در پیوند عمیق دولت با ملت خویش است.
آقای دکتر پزشکیان،
شما از یک سرمایه اجتماعی ارزشمند برخوردارید. این سرمایه را برای سیاستهایی که امیدشان به خارج از کشور است، هزینه نکنید. اگر امروز صدای عدالتخواهی مردم، اولویتبخشی به زیرساختهای فراموششده و میدان دادن به جوانان این سرزمین در کانون سیاستهای شما قرار گیرد، تاریخ از شما نه بهعنوان یک «رئیسجمهور گذرا»، بلکه در قامت «پزشکیانِ احیاگر» یاد خواهد کرد.
امروز، میدانِ عمل و تصمیمهای شجاعانه است. سیاستی که شهید مدرس میگفت: «سیاست ما عین دیانت ماست»؛ سیاستی که عزت، حکمت و مصلحت را توأمان در نظر بگیرد.
ایران برای جهش، به بازوان ستبر فرزندان خود نیازمند است، نه عصای لرزان دیگران.
با احترام یک دانشگاهی دلسوز
دیدگاهها