رفیق من سلام
امروز ۲۸ اسفند ۱۴۰۴ است؛ نفسهای آخرِ زمستانی آغشته به خون، و ۲۹ رمضان، روزِ تمنای «رحمت و حصارِ امنِ الهی».
زیر زوزهی موشکها، روانشناسیِ تابآوری یک اصلِ طلایی دارد: ارادهیِ یک ملت، در کورهی رنج صیقل میخورد. خونِ دو هزار سروِ ایستاده و داغِ سنگینِ فرماندهانمان، پایانِ قصه نیست؛ «بذرهای بهاری» است که دارد زیر آوارِ این جنگ جوانه میزند. وطنفروشانِ بیغیرتی که امروز ستونِ پنجم شده و برای بمبارانِ خانهی مادری هلهله میکنند، تکرارِ حقیرانهی منافقینِ دههی شصتاند و بهزودی در زبالهدانِ تاریخ دفن خواهند شد.
رفیق جان! ملتی که شاهرگِ کفر را در خلیجفارس میفشارد و بیش از ۶۰ موجِ آتشفشان بر سرِ پایگاههای متجاوزان ریخته، از آهنپارههای ترامپ نمیهراسد. تاریکیِ این شبهای پرالتهاب، دردِ زایمانِ یک «صبحِ صادقِ تمدنی» است. سنگرِ امید را با چنگ و دندان حفظ کن؛ ما از دلِ همین خاکسترها، ققنوسوار برمیخیزیم.
ایستادگیات مستدام و دلت گرم به نورِ سحر.
برادرت مرتضی سبحانی نیا https://whatsapp.com/channel/0029VbA57i8KQuJKbgxA0m0h
دیدگاهها